محمد رضا واليزاده معجزى

36

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

بجايش برنشاندى بر فرازگاه شاهى را * كه بينى آفتابى بر سرير خاورانستى چنان‌كه گفتيم خبر فوت محمد على ميرزا دولتشاه در تاريخ ششم ربيع الاول يعنى بعد از دو روز به تهران رسيد . پدرش فتحعلى شاه هرچند تظاهر جزع و فزع زياد نكرد ، لكن سخت اندوهگين شد و براى قدردانى از روح فرزند شجاع و با كفايت خود منشور حكومتين عراق ( يعنى عرب و عجم كه منظور ايران غربى و عراق عرب مىباشد ) را به نام شاهزاده محمد حسين ميرزا حشمت الدوله پسر ارشد او صادر كرد و لقب حشمت الدوله را نيز به وى داد محمد على ميرزا تقريبا در عنفوان جوانى فوت كرد و سنين عمر او از سى و چهار سال تجاوز نكرده ، در واقع جوانمرگ شد . جنگ وى با سپاه عثمانى آخرين جنگى بود كه بين دولتين ايران و عثمانى اتفاق افتاد و بعد از سيصد سال كه اين دو دولت همسايه و مسلمان دائما نقشه اضمحلال همديگر را طرح مىكردند و به مقتضاى زمان دائما در جنگ و صلح بودند ، در سال 1237 خاتمه پيدا كرد . صفات محمد على ميرزا هرچند در طى مطالب اين مقاله فىالجمله اشاراتى راجع به خصوصيات اخلاقى اين شاهزاده كرديم ، مع هذا در اينجا لازم دانستيم فصلى مستقل به اين قسمت از زندگانى شاهزاده اختصاص دهيم كه متمم بيوگرافى او باشد : محمد على ميرزا همانطور كه از لحاظ هيكل عنصرى و مادى متناسب و زيبا بود ، معنا هم يك شاهزاده به تمام معنى آراسته به صفات بارز [ بود ] و غير از عصبانيت و تندخويى - كه گاهى او را مانند يك قطعه آهن در لهيب خود مىگداخت و مبدل به يك پارچه آتش مىكرد - هيچ‌گونه اخلاق زننده و ناستوده ديگرى در وجود او نبود و اين تندى و خشونت او تا حدودى ناشى از ضربه روحى توان‌فرسايى بود كه به واسطه محروميت از حق ولايتعهدى بر وجود لطيف و حساس او وارد گرديده و او را بىحوصله و عصبانى كرده بود . ازين قسمت كه بگذريم شاهزاده‌اى بود بزرگ‌منش و لايق و كافى و رويهمرفته مجموعه‌اى از صفات عاليه انسانى بود كه در ميان شاهزادگان نظير نداشت . وى شاهزاده‌اى شجاع و ميهن دوست و خداپرست و متدين و رعيت‌نواز و بلندنظر و صاحب جود و كرم و سخاوت و بزرگوارى و كفايت و لياقت بود و عموم مورخينى كه شرح‌حال او را نوشته‌اند ، متفقا او را به داشتن اين